السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

345

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

موجَب به فتح جيم ( يعنى مجبور ) و غير مختار گردد . پس ، لازم مىآيد كه واجب تعالى در افعال خود مجبور باشد و اختيارى نداشته باشد . و اين محال است . شرح حاصل اشكال اين است كه شما گفتيد معلول اگر بخواهد صادر شود بايد حتميت صدور بيابد . و به تعبير ديگرى وجوبِ وجود ، پيدا كند . آيا اين وجوبِ معلول ، تحكمى بر علت إعمال نمىكند ، و او را محكوم نمىكند كه او وجوباً معلول را اعطا كند ؟ كه اگر چنين باشد او فاعل مجبور و غير مختار خواهد بود ؛ زيرا بايد حتماً وجود معلول را اعطا كند و جز اين نمىتواند . و اين با اصلى كه در جاى خو ثابت شده كه واجب تعالى فاعل مختار است منافات دارد . جواب اشكال متن فيدفعه : أنّ هذا الوجوب الذى يتلبّس . . . مترتّبٌ عليه ، متأخّرٌ عنه قائمٌ به . ترجمه اين اشكال با اين بيان ، دفع مىشود كه وجوبى كه معلول بدان متلبس است وجوب غيرى است . و وجوب معلول از وجود او انتزاع شده‌است و به چيز ديگرى سرايت نمىكند . و ممتنع است كه معلول در وجود علت خود تأثير گذارد ، در حالى كه مترتب بر علت و متأخر از آن و قائم به آن است . شرح جواب مىدهند كه وجوب معلول برگرفته از وجود اوست ؛ يعنى وجودى كه لزوماً بايد به هنگام تماميت علت ، صدور يابد . و همان‌گونه كه وجود معلول ، متأخر از علت و قائم به اوست وجوبى هم كه منتزع از اوست قائم به علت و متأخر از اوست . لذا از آن به وجوب غيرى تعبير مىآوريم . و محال است كه وجوبِ متأخر در علت